|
عنوان |
صفحه |
|
مقدمه |
11 |
|
فصل اول: کليات |
13 |
|
پيشگفتار |
13 |
|
گفتار اول: سيرتاريخي تبليغات بازرگاني |
14 |
|
گفتار دوم: جنبههاي مختلف تبليغات بازرگاني |
19 |
|
گفتار سوم: تعريف حقوق تبليغات بازرگاني |
32 |
|
گفتار چهارم: پيوند حقوق، اخلاق و دين |
37 |
|
گفتار پنجم: منابع حقوق تبليغات بازرگاني |
45 |
|
گفتار ششم: قانون؛ منبع اصلي حقوق تبليغات بازرگاني |
52 |
|
فصل دوم: تبليغات بازرگاني در حقوق ايران |
59 |
|
پيشگفتار |
59 |
|
گفتار اول: پيش از پيروزي انقلاب اسلامي |
59 |
|
گفتار دوم: پس از پيروزي انقلاب اسلامي |
71 |
|
گفتار سوم: تبليغات بازرگاني در صداوسيما |
92 |
|
گفتار چهارم: حقوق ارتباطات در برنامه چهارم توسعه |
105 |
|
فصل سوم: تبليغات بازرگاني در فقه و معارف اسلامي |
115 |
|
پيشگفتار |
115 |
|
گفتار اول: اصول کلي |
116 |
|
گفتار دوم: آزادي تبليغات بازرگاني و محدوديتهاي آن در اسلام |
125 |
|
گفتار سوم: مصرف و اندازه آن |
136 |
|
گفتار چهارم: قواعد محتوايي |
149 |
|
گفتار پنجم: مسئوليت ناشي از تبليغات بازرگاني |
165 |
|
فصل چهارم: تبليغات بازرگاني در جهان معاصر |
173 |
|
پيشگفتار |
173 |
|
گفتار اول: ارتباط تبليغات بازرگاني با حقوق بينالملل |
174 |
|
گفتار دوم: آزادي تبليغات بازرگاني و محدوديتهاي آن |
181 |
|
گفتار سوم: حمايت از حقوق مخاطبان و مصرفکنندگان |
185 |
|
گفتار چهارم: نقش اخلاق حرفهاي و خود تنظيمي در تبليغات بازرگاني |
191 |
|
گفتار پنجم: تبليغات بازرگاني در حقوق ايالات متحده آمريکا |
203 |
|
گفتار ششم: تبليغات بازرگاني در حقوق انگليس |
211 |
|
گفتار هفتم: تبليغات بازرگاني در حقوق جمهوري چک |
216 |
|
گفتار هشتم: تبليغات بازرگاني در حقوق ارمنستان |
220 |
|
گفتار نهم: تبليغات بازرگاني در حقوق مالزي |
224 |
|
خلاصه و نتيجهگيري |
227 |
|
فهرست منابع |
230 |
مقدمه
تبليغات بازرگاني، مخالفان و موافقان زيادي دارد. امّا به هر حال واقعيتي است كه خود را بر همه ما تحميل كرده و آثار عميق آن بر عرصههاي مختلف اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي، به معماران زندگي جمعي اجازه ناديده گرفتن آن را نميدهد؛ به ويژه آنكه تبليغات بازرگاني به يكي از اصليترين منابع مالي رسانهها تبديل شده و رقابت آنها را در جذب و انتشار پيامهاي تجاري برانگيخته است. هنگامي كه پيدايش رسانههاي نوين نظير ماهواره و اينترنت و پخش فرامرزي و بدون مانعِ آنان را هم در نظر بگيريم، انگيزه و دلايل نهضت قانونمند كردن تبليغات بازرگاني صدچندان ميشود.
از اينرو، مديران و طراحان زندگي مسالمتآميز جمعي در سراسر جهان حركتي پرشتاب را به سمت تدوين قوانين تبليغات بازرگاني آغاز كردهاند. امروز شاهد آن هستيم كه افزون بر قوانين ملي، تلاشهاي منطقهاي و جهاني براي پي ريزي نظام مطلوب براي اين رشته خاص از علوم ارتباطات صورت ميگيرد. با اين حال كشور ما هنوز هم فاقد قانون تبليغات بازرگاني است و آثار نامقبول اين خلأ قانوني چنان آشكار گشته است كه ديگر كسي منكر ضرورت و فوريت جبران آن نيست.
در اين راه استفاده از دانش و تجربه ديگران خردمندانه و لازم است، اما بدون ترديد بوميسازي آن و انتخاب الگوي مناسبي كه با مباني حقوقي و ديني ما نيز مغاير نباشد، نيازمند «بررسي تطبيقي اصول و مباني تبليغات بازرگاني در جهان معاصر، ايران و اسلام» است؛ البته با «يك رويكرد حقوقي».
پژوهش حاضر نيز گامي است كه براي تحقق همين هدف برداشته شده است. اين مجموعه در چهار فصل سامان يافته؛ در فصل اول به «كليات» موضوع پرداخته ميشود. آشنايي با تاريخ پيدايش و تحول تبليغات بازرگاني و جنبههاي مختلف آن كمك ميكند تا از ابعاد و زواياي قانون مطلوب غفلت نشود. تعريف حقوق تبليغات بازرگاني و ارتباط آن با اخلاق حرفهاي، ارزشها، احكام ديني و سپس منابع تدوين اين نظام حقوقي مباحث بعدي در اين فصل هستند.
پس از آن، فصل دوم به يافتن اصول و مباني «تبليغات بازرگاني در حقوق ايران» اختصاص دارد و به همين منظور قوانين و مقررات مربوط در دو مقطع زماني جداگانه (پيش و پس از پيروزي انقلاب اسلامي) بررسي شده است. تبليغات بازرگاني در صدا وسيما نيز هميشه تابع مقررات خاص خود بوده و از اين رو، جداگانه مطرح شده است. حقوق ارتباطات در برنامه چهارم توسعه نيز آخرين گفتار اين فصل است.
سومين فصل، اصول و مباني «تبليغات بازرگاني در فقه و معارف اسلامي» را ارائه ميدهد. اصول كلي، آزادي تبليغات بازرگاني و محدوديتها، مصرف و اندازه آن، قواعد محتوايي و بالاخره مسئوليت ناشي از تبليغات بازرگاني، عناوين گفتارهاي پنجگانه اين فصل هستند كه قواعد و احكام فقهي مربوط را گردآوري و تشريح كردهاند.
فصل چهارم و آخر اين تحقيق هم اصول و مباني «تبليغات بازرگاني در جهان معاصر» نام دارد و تلاشي است براي تبيين جايگاه اين رشته در تقسيمبنديهاي علم حقوق و ارتباط آن با حقوق بينالملل. آزادي تبليغات بازرگاني و حمايت از حقوق مخاطبان، دو اصلي هستند كه به موازات يكديگر پايه قوانين بينالمللي در اين زمينهاند. با بررسي اين دو اصل، نقشي كه به اخلاق حرفهاي و خودتنظيمي در اين زمينه سپرده شده نيز توضيح داده ميشود و در نهايت، با تجربه قانونگذاري پنج كشور در حوزه تبليغات تجاري آشنا ميشويم.
مشكلات و دشواريها در راه برداشتن چنين گامهايي در حوزهاي نوپيدا و ناپيموده براي خوانندگان پرماية اين تحقيق پوشيده نيست؛ بهويژه با توجه به گرفتاريهاي خاص و تنگي وقت نگارنده. با اين حال، به فضل خدا و لطف و انصاف بندگان او دل بستهام و اميدوارم اين تكاپو، راهگشاي اقدامات بلند و پربركت بعدي باشد. ان شاء الله.
فصل اول: کليات
پيشگفتار
اين فصل كه در شش گفتار تدوين شده است، به بررسي و تبيين اصول و موضوعاتي اختصاص دارد كه براي درك كامل مسئله «تبليغات بازرگاني» و «حقوق» آن ضرورت دارد.
به اين منظور، گفتار اول به پيشينه موضوع پرداخته و تحولات تاريخي آن را به اختصار شرح ميدهد. دربارة جنبههاي مختلف تبليغات بازرگاني كه بايد در تدوين نظام حقوقي مورد توجه قرار گيرد، در گفتار دوم بحث و سپس مقصود از حقوق تبليغات بازرگاني و دلايل انشعاب و استقلال آن در گفتار سوم مطرح شده است.
پيوند حقوق، اخلاق و دين عنوان گفتار چهارم، شامل مطالبي براي تبيين اين مسئله است كه چه عواملي، در كنار قانون، در مهندسي روابط اجتماعي تاثيرگذار است. گفتار پنجم نيز منابعي را تشريح ميكند كه قواعد و الزامات حقوق تبليغات بازرگاني از آنها سرچشمه ميگيرد. در ميان منابع حقوق تبليغات بازرگاني، قانون، اصليترين و مهمترين منبع است و از اين رو در آخرين گفتار به طور خاص در مورد آن بررسي و طبقهبندي قوانين و نتايج آن مطالعه شده است.
گفتار اول: سيرتاريخي تبليغات بازرگاني
1ـ تبليغات بازرگاني در دوران نخستين
بدون آنكه نياز به مستندات تاريخي باشد، ميتوان حدس زد كه آنچه امروزه تبليغ بازرگاني ناميده ميشود، پيشينهاي به اندازه تاريخ زندگي اجتماعي بشر و پيدايش دادوستد در ميان آنان دارد. به درستي معلوم نيست كه چند قرن از همزيستي آدميان ميگذرد، اما اين تاريخ طولاني هراندازه كه باشد، بدون دادوستد نبوده و نميتوانسته باشد. حتي در زماني كه فرزندان آدم دوران زندگي بدوي و ساده خود را ميگذراندند و چيزي به عنوان «پول» بهوجود نيامده بود، مبادله كالا با كالارايج بوده است؛ افراد آنچه را افزون برنياز خود داشتهاند، ميدادند و در عوض آنچه را ميخواستند ميگرفتند. طبيعي است كه براي اين منظور ناچار بودهاند آنچه را دارند به ديگران «اعلان» كرده و دربارة اوصاف و مزاياي آن «تبليغ» كنند. اين عمل موجب ترغيب ديگران به درخواست مطالبة آن كالا ميشد و متقاعد ميشدند تا با دادن كالاي اضافي خود، آن را به دست آورند.
اين اطلاعرساني دوسويه، كه البته به شكل ابتدايي و سنّتي صورت ميگرفته است، بذر اوليه تبليغات تجاري است و نوعي پيام بازرگاني محسوب شود. اينچنين است كه ردپاي تبليغات بازرگاني را در اعماق تاريخ جستجو كردهاند.
برخي باستانشناسان كتيبههايي سنگي را به زبان يوناني يا مصري يافته، و پس از تلاش بسيار براي ترجمه آنها دريافتهاند كه اين نوشتهها چيزي بيش از يك آگهي براي جلب مشتري در مورد فروش يك كالا يا اطراق شبانه در كاروانسرايي خاص نيست. حك پيامهاي بازرگاني برصخرههايي كه بر سر راه بازرگانان قرار داشت، در تاريخ فنيقيها نيز سابقه دارد.
«معمولاً حتي در كوتاهترين گزارشهاي تاريخي از تبليغات، به عمر سههزارساله پاپيروس تبس اشاره ميشود كه در آن براي بردهاي فراري جايزه تعيين شده بود و سپس به سنت جارزدن در خيابانهاي آتن، يا نقاشيهايي از گلادياتورها، همراه با جملههايي كه برشركت در مبارزات آنها تاكيد ميكرد و در ويرانههاي پمپي به جا مانده است، يا اعلاميههايي كه برستونهاي ميدان عمومي رم نصب ميشد، اشاره ميشود».
اما باگذشت زمان و تكامل زندگي انسان، پيچيدهتر شدن روابط اقتصادي و بالاخره پراكنده شدن در زمين، شكل و محتواي پيامهاي اقتصادي نيز متحول شد و هركس تلاش كرد با ابداع روشهاي نوين زودتر و بهتر از ديگران به هدف خود دست يابد. بنابراين نبايد تبليغات بازرگاني را با رسانههاي ارتباط جمعي همزاد پنداشت.
حتي قبل از پيدايش مطبوعات و رسانههاي چاپي در قرن 15 ميلادي، شكلهايي از تبليغات بازرگاني وجود داشت؛ براي مثال صنعتگران آسيايي و اروپايي نشانههايي را بر روي كالاهاي توليدي خود حك يا كندهكاري ميكردند. اين كندهكاريها كه نوعي «علامت تجاري» محسوب ميشد، مشخصه صاحب كالا و توليدكننده آن بود. اين علائم و نشانهها توجه تعداد كثيري از بيسوادان را جلب ميكرد، تا جايي كه هرگاه كالايي مرغوبيت نسبي پيدا ميكرد، همه به دنبال صنعتگري بودند كه آن كالا را ساخته است.
استفاده از نمادهايي نظير نصب كاشي آبيرنگ در دو طرف مغازه به نشانه مغازه قصابي، نصب مهتابي سبزرنگ به نشانه طباخي و آويختن لُنگ به نشانه حمام نمونههاي ديگري از اين گونه فعاليتهاست.
البته شايد آشكارترين شيوه قديمي در اين زمينه را بايد استفاده از «جارچي»ها دانست. جارچيان با شيپورهاي مخصوص، توجه عابران را به خود جلب ميكردند و سپس با صداي بلند آنان را از ورود يك كاروان تجاري، برپايي يك بازار موسمي يا محلي، حراج و يا حتي پهن شدن بساط دستفروشي آگاه ميكردند.
نوشتهاند كه «در عين حال اين جارچيان براي ايجاد جذابيت، در كار خود، همانند روزنامههاي امروز، پيامهاي بازرگاني شفاهي و اخباري از رويدادهاي جاري را هم ميگنجاندند».
بالا^^
2ـ تحولي شگرف با پيدايش صنعت چاپ
اختراع صنعت چاپ را بايد آغاز انقلابي در عرصه تبليغات بازرگاني به شمار آورد. در اين مرحله است كه شيوههاي سنتي جاي خود را به روشهاي مدرن بازاريابي داده و به موازات پيدايش و گسترش گونههاي جديد رسانههاي ارتباط جمعي متحول و متكامل شدهاند.
درباره نخستين گامها اتفاق نظر وجود ندارد. عدهاي معتقدند «با ظهور و رواج چاپ و نشر روزنامهها، اولين آگهيهاي روزنامهاي در سال 1625 نيز متولد شدند»، برخي ديگر نوشتهاند «اولين آگهي بازرگاني در سال 1478 ميلادي به زبان انگليسي و همزمان با تحولاتي كه در صنعت چاپ به وقوع پيوست، چاپ شده است. نخستين پيام بازرگاني مطبوعاتي با سابقهاي حدود 300 سال، در سال 1710 چاپ شد».
بعضي ديگر گفتهاند «خيلي پيشتر، در سال 1478، يعني همزمان با تحول صنعت چاپ، اولين آگهي مطبوعاتي كه اختصاص به فروش مجموعة مقررات كليسا داشت، منتشر شد. با گذشت زمان و تحول در فنون چاپي روشهاي ارائه آگهي هم متحول و با چاپ روزنامهها و نشريات ادواري، شكل آگهيها هم دگرگون شد. اولين آگهي از اين دست در سال 1652 توسط يكي از صادركنندگان قهوه عرضه شد و به دنبال آن در سالهاي 1657 و 1658 آگهي شكلات و چاي هم به نظر مصرفكنندگان رسيد».
هرچه هست «نخستين آگهيهاي چاپي، اعلاميههاي مصور ساده و ابتدايي بود كه تاجران توزيع ميكردند. اين اعلاميهها را، كه در قرون وسطا و سالهاي بعد از آن تنها وسيله تبليغاتي بودند، جارچيان نيز در محلهاي پررفتوآمد به اطلاع عموم ميرساندند كه خود نوعي تبليغات بود.
از قرن 16 ميلادي به تدريج نظام بازار جهاني به وجود آمد. اكتشافات اروپاييان و در پي آن گسترش شبكة معاملات تجاري بينالمللي باعث شد كه زندگي اقتصادي از حد كشاورزي براي امرار معاش، توليدات خانگي و فعاليت كارگاههاي كوچك بگذرد. راههاي تجاري بين خريداران و فروشندگاني كه پهنههاي گستردة خشكي و آب جدايشان كرده بود حلقههاي اتصال بازرگاني به وجود آورد و در نتيجه تبليغات بازرگاني به ابزاري مهم در «ارتباطات بازرگاني» تبديل شد.
از اوايل قرن هجدهم در انگلستان و از اواسط همان قرن در متصرفاتش در آمريكاي شمالي، روزنامههايي به وجود آمد كه به «تبليغگران» معروف بودند.
به موازات افزايش و گسترش روزنامهها در قرن نوزدهم، آگهيهايي بازرگاني نيز نقش خود را درردهبندي اطلاعات شغلي گسترش دادند. در آن زمان روزنامهها راههايي را آزمودند كه اهميت بسزايي در رونق بعدي تبليغات داشت. در اوايل قرن نوزدهم، اروپا و آمريكا شاهد ظهور روزنامههايي بودند كه دامنة مخاطبانشان را وسعت بخشيدند. اين روزنامهها، در عين آن كه وسيلة انتقال اطلاعات تجاري بودند، عده زيادي از كارگران باسواد را نيز جلب كرده بودند، در حالي كه تبليغات بازرگاني، كماكان به شكل ردهبنديشده ارائه ميشد. اين روزنامهها زمينهساز فعاليت رسانههايي بودند كه در اواخر قرن 19 و اوايل قرن بيستم، با شكلهاي جديد تبليغات براي مصرفكنندگان پا به عرصة وجود گذاشتند. با طلوع عصرصنعت در قرن نوزدهم، كالاهايي كه پيش از آن با دست توليد ميشد، حال در مقياس وسيعتر توليد و استاندارد ميگرديد. افزايش حيرتآور ظرفيت توليدات صنعتي، به بازارهايي دورتر و فراتر از بازارهاي سنتي و محلي نياز داشت؛ در نتيجه، در كنار توليدات صنعتي شبكههاي جديد ملي و بينالمللي حمل و نقل (راهآهن، كشتيراني، گذرگاهها) و ارتباطات (تلگراف و به ويژه خدمات پستي) براي تسهيل سيستم توزيع ظهور پيدا كرد. ساختار زندگي روزمره نيز تغيير ميكرد. كساني كه زندگي شغليشان به توليدات خانگي كالا براي مصارف شخصي و محلي محدود ميشد، از بين رفتند و بهتدريج به كار در كارخانهها، يا مؤسسات بازرگاني مشغول شدند كه در زمان كوتاهتر و با صرف انرژي كمتر به توليد براي مصرف ميپرداختند. همچنانكه صنعتيشدن ميزان توليد كالا را افزايش ميداد و در حالي كه اقتصاد مبادلهاي و كار دستمزدي، جايگزين امرار معاش به شيوة سنتي ميشد، امكان ايجاد بازارهاي وسيع مصرف نيز فزوني مييافت.
با كاهش درآمد، قدرت خريد مصرفكنندگان كاهش مييافت و افزايش توليدات و ناتواني مصرفكنندگان در خريد كالاها، فروشندگان را با مشكل روبهرو ميكرد. از اينجا بود كه نياز به تبليغات تجارتي براي دعوت به مصرف بيشتر احساس شد و در اواخر قرن نوزدهم مؤسسات جديدي به منظور تبليغ براي مصرف ايجاد شدند».
برخي نويسندگان تحولات تاريخي تبليغات بازرگاني را در جهان به صورت زير خلاصه كردهاند:
سال 1704ـ چاپ اعلانهاي دستهبنديشده در روزنامهها به پهناي يك ستون و در ذيل يك عنوان
سال 1833ـ نصب جعبههاي فروش مطبوعات سكهاي و ظهور روزنامههاي يك پني كه به چاپ آگهيها هم ميپرداختند.
سال 1849ـ پيدايش اولين كارگزار براي تهيه آگهيهاي حراج
سال 1871ـ تأسيس اولين آژانس رسمي آگهيهاي بازرگاني
سال 1887ـ رواج چاپ آگهي در مجلات
سال 1895ـ بهرهگيري از چاپ تصوير در تبليغات بازرگاني
سال 1914ـ تأسيس سازمان FTC (كميسيون تجارت فدرال)، به منظور ضابطهمند كردن تبليغات بازرگاني
سال 1926ـ تأسيس اولين شبكة راديويي و پخش آگهي از راديو
دهة 1960ـ توليد و پخش اولين آگهيهاي 30 و 60 ثانيهاي تلويزيوني
دهة 1990ـ آغاز عصر تبليغات يكپارچه و همهجانبه (IMC)
سال 2000ـ شكوفايي پيامهاي بازرگاني از طريق اينترنت
[1]. ر.ك: كلهر، كيومرث، «رويكرد بهرهگيري از رسانههاي مختلف در بازاريابي و تبليغ»، فصلنامه پژوهش و سنجش، سازمان صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران، شماره 29، بهار 1381، ص 404.
[3]. Thebes: پايتخت باستاني مصر عليا.
[4]. Pompii: از شهرهاي باستاني در جنوب شرقي ناپل در ايتاليا كه به دليل فوران آتشفشان نابود شد.
[5]. ويلياميز، ريموند، «جادوي تبليغات»، مطالعات فرهنگي، ويراستة سايمن دورينگ، ترجمه حميرا مشيرزاده، تهران: مؤسسه فرهنگي آينده پويان، چاپ اول، 1378، ص338.
[6]. اسدي طاري، محمدحسن، «تاريخچه تبليغات بازرگاني»، فصلنامه رسانه، معاونت امور مطبوعاتي و تبليغاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ش 13، بهار 1372، ص 55.
[10]. اسدي طاري، محمدحسن، پيشين، ص 56.
[12]. كلهر، پيشين، ص 404 و 405.
بالا^^ |